X
تبلیغات
رایتل
  بهار
هنری - طنز- شعر و.........
جمعه 17 شهریور‌ماه سال 1385
یاس


پرنده از زمان عبور کرد
در کوچه باغهای احساس قدم میزد
او تا اوج خورشید میرفت و ووو
ارام می رفت و اهسته تا
مبادا خواب پروانه را به غفلت بر هم زند
از کنار گل یاس گذشت
به نرمیتا احساس مرگ نچیند
از باد عبور کرد
و لحظه های پیشرفتگیش را قطع نکرد
روح ابی را اشفته نساخت
او خود را فدا کرد
تا مبادا ارامشی را بر هم زند
ان چنان مواظب بود که اتش گرفتن بالهایش را ندید

او سوختن را حس نکرد
تنها هنگامی که قلبش سوخت
دردی در سینه اش حس کرد
برای اخرین بار خم شد و
دوباره با حسرت گل یاس را تماشا کرد
قطره ای شبنم بر گلبرگ یاس نشست
یاس شبنم را نوشید
چیزی در قلبش جوانه زد
مثل حس پرواز......

 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 105493