X
تبلیغات
رایتل
  بهار
هنری - طنز- شعر و.........
چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1385
یه کم طنز
گفتمش با من بمان که من گرفتار توام
خنده ای زد که برو در پی ازار توام
گریه کردم صنما رحم نما بر دل زار
گفتا بی ثمر است گریه که بیزارتوام
بشکست این دل مارا و برفت با دگری
لیک دل در پی دلدار که بیمار توام
دست در دست رقیبم .مرا خوار نمود
غافل از دل که بگوید من وفادار توام
کاش میگفت بمن بار دگر هستی من
که هنوز عاشقم و بنده و دلدار توام
ارزوییست محال تا ببرم من لب گور
تو نگویی ولی داد زنم یار توام


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 105527