X
تبلیغات
رایتل
  بهار
هنری - طنز- شعر و.........
چهارشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1386
یه چیزی
ای انکه ترا سایه سروت دگری برد
جز داغ غم تودل ما هیچ دگرحورد؟
ای انکه مرا یاد تو هرلحظه نوازش
کاش سنگ شود بر دگری دیده ی نازش
ای انکه مرا شعله ی عشق تو بسوزد
ان دیده ی تو بر دگری دیده بدوزد؟
ای انکه ترا خنده ی دیگر بنمود مست
ای کعبه ی دل نمیشود از تو کشم دست
ای انکه دلت با دگری محرم راز است
راه من و توو دگری خیلی دراز است
گرراه به دشواری و سختی شود اغاز
ز سختی  و صیاد نترسد عاشق باز
من مرد رهم هیچ نترسم ز خطر ها
گر صد هزارن عشق بینم در گذر ها
ای انکه مرا گر بکنیم تو فراموش
این اول راهست ودلم هست چو خاموش


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 105499