X
تبلیغات
رایتل
  بهار
هنری - طنز- شعر و.........
یکشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1386
دوش
دوش در خلوت ما یاد توغوغا می کرد
یاد ان موی سیه ولوله بر پا میکرد
دستم بر قدح و غم به پیاله شستم
ورنه هجران تو اهم به ثریا میکرد
خوش خیالی بگذشت ز خاطر غمبارم
این خیالت چه ها با دل شیدا می کرد
هر طرف گلشن رضوان بدیدم تو بُدی
مدعی را که خموش.ِزمزمه بیجا می کرد
انکه با تیر نگاهش دل ما خون میکرد
کاش می امد و خون دل تماشا می کرد
سالها بگذردو میکده را گر گذری
می .گویدکه رخت درد مداوا می کرد
حاصلم چیست زاین عشق تو عمر ونفسم
کاش با یک کرمش رحم به زهرا می کرد


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 105493