بهار
هنری - طنز- شعر و.........

هر فیلم فقط 100 تومان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 10 شهریور ماه سال 1386
خان جون
بیچاره مادر مادر بزرگم (خوب اونقد بچه ی خوبی بوده که مامان و باباش بهش گفتند الهی پیر شی و عمرت طولانی) ..هنوز فک می کنند که تو دوران سی -چهل سال قبل زندگی میکنه..اخه یه خرده گوشاش نمیشنفه..یه کوچولوهم چشاش کم سو شده(البته یه ذره بیشتر)..اصلا تلویزیونم نگاه نمیکنه.. به قول خودش میگه دجال همینه.. راستش منم کنجکاو شدم نکنه وقتی امام ظهور میکنه به این کامپیوترو تلویزیون و ازین چیزا مشغول شیم و زمان ظهورو درک نکنیم(حالا خدا بخیر بگذرونه بعضیها اینونخونند ..اصلا اقا مگه کی میخوا بخونه..فوقش یکی دو نفر.. باز جای شکرش باقیه..چون اونوق می رفتند و برا خودشون برنامه می ریختند وجلوی پیشرفت عظیم این وسایل گرفته میشد و حالا فکرشو بکنید اول از همه خودم ..که اینهمه وقت ارزشمند وکیمیایم را بخاطر این کامپیوتر صرف میکنم
چه کار میکردم؟)کجا بودم؟ داشتم میگفتم مادر مادر بزرگم فک میکنه تودوران ناصر الدین شاه داره زندگی میکنه..چون وقتی کسی میخواد بره مسافرت میگه:  ننه مواظب راهزنا ودزدا باش..مبادا تنهایی سفر کنید با کاروانی چیزی برید تا غارتتون نکنند
و ایام عید هم هر وقت بری پیشش ..میره از تو گنجه اش پول به قول خودش اسکناس در میاره و بهت میده..اما نمیدونم چرا پولاش ما زمان ناصری نیست ومربوط به این زمانه و جالب  اینکه بیشتر از هزار تومن هم به هیچ احدالناسی عیدی نمیده..


شنبه 10 شهریور ماه سال 1386
سرا
  یار مرا ز خود مران.عاشقم وهوس مدان
زانهمه اتش و شرر.. سود بود نی که زیان
یار رخ خویش نمود....فاصله  بسیار چه سود
من بوصال دلخوشم...عقل مرا چسان ربود
یار بیا بنده منم.... زغیر تو دم نزنم..
کار من از جنون گذشت..روح برفته از تنم
ان خط وابروی ترا...کمند گیسوی ترا...
نکشیده نگار گری..دوچشم اهوی ترا
یار به من نظر نما..با دلمی تو هر کجا
این دلو اتش میزنم.. گر نبود ترا سرا


شنبه 10 شهریور ماه سال 1386
جان
عشق را تفسیر کرده هر کَسی
در کوی عاشق مباد خار و خَسی
هرکودر کار عشق دل باخته
یا به هجرش در فراقی ساخته
نام عاشق بر تنش زیبنده نیست
غیر عشق اوکَسی را بنده نیست
انکه میگوید ز لیلی قیس نیست
وانکه رامین را بخواند ویس نیست
در ره لیلی  بیابان خانه است
زینهمه نعمت به تن یک جامه است
در ره عشقش ز جان باید گذشت
زین همه دنیای پست ازاد گشت
عاشقان را قیمت جان میخرند
عاشقان را سوی جانان میبرند
عاشقان در اتش رخ سوخته اند
عاشقان دیده به مهرش دوخته اند
تو بگو گر صادقی تا جان دهم
بر وصالت عشق من فرمان دهم

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

شناسنامه کامل من...
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 25947