بهار

هنری - طنز- شعر و.........

بهار

هنری - طنز- شعر و.........

ننگ

اسمان       خونمیگرید و خورشید میلی به طلوع ندارد.. اما
چاره ای نیست ..او همیشه مظلومیت شیعه را دیده و اجازه ی
دخالت نداشته است.. اومیداند که خورشید دیگری در راه است با
اختیا ر تام..تا سکوت هزار ساله ی شیعه را بشکند و
از اول ظالم تا اخرینشان  انتقام بگیرد..
اسمان سامرا شاهد دستانی ننگین و خون الود و خائنیست که
نمی توانند اقتدار را در سکوت ببینند و چون شغال با دستانی لرزان
برای هتک حرمت ساحت مقدس عرشیان  وارد خلوت شیعه میشوند
و انگاه کار ننگینشان پایان می پذیر د می بینند که خود شکسته اند نه عرشیان. چرا که حرمت عرشیان با دستهای نا پاک الوده هرگز شکستنی نیست و   قلب شیعه است که جریحه دار میشود ودر سکوت مولا می گرید............
بریده باد دستانی که  با شیر شغال و خونروباه تغذیه شده اند و این چنین با نفسهای کثیفشان هوای مقدس  بخواهند الوده سازند افسوس که نمی دانند دریا با سگ نجس نمیشود ..نفرین ومرگ بر حرمت شکنان همیشه ی تاریخ شیعه..

در اتش عشقت چنان سوخته جانم
روح هم نفس توست ..مرا نیست توانم
گر رخ ننمایی و اتش  نشه خاموش
صد جان دگر هم زنم اتش که همانم
-----------------
عاقل نبود هر که بجانش شرر افتاد
وز زلف و نگاه تو بجانش خطر افتاد
ان صورت و ابروی تورا هر که عیلن دید
در وصل نگارش بیاد سفر افتاد

ماقبل تاریخ

میگم خوش بحالشون اونایی که تو قرن ماقبل تاریخ زندگی میکردند..
عجب زندگی توپی داشتند..زمین ارزون ..مفت مفت..هر قدر دلت بخواد مال تو....مهمتر ازهمه..چوب حراج به اموال عمومی نمی زدند..یعنی نبود که بزنند..و ترس هم نداشتند که ایندگان ازشون شاکی بشن..چون چیزی ثبت نمیکردند....بابت حراج و این چیزا
..درس و مدرسه و دانشگاهم بکل تعطیل..خوش بحالشوننننن..
اقا مهمترین قسمت ماجرا  تخم شتر مرغها ارزون مفت..تازه خداییش شما تخم مرغو با شتر مرغ یکی میدونید..
حالا کی حوصله استفاده داشت..قنادی و                  کیک و امثالهمم که به سبک ماقبل تاریخ بوده.راستی فک میکنید با اینهمه تخم شتر مرغ چکار میکردند؟..همه شون که جوجه نمیشد..چون میبینید که نسلشون همچی زیادم نشده(مخ که نیست چه فکرایی میکنه).