بهار

هنری - طنز- شعر و.........

بهار

هنری - طنز- شعر و.........

مادر عیال


تازه کشفی جدید کزده ام.. همینطوری مفت و مجانی میخوام زحمت سالها فکر و خلاقیتمو بهتون بگم..
اقا اگه میخوایید عیال دوستون داشته باشه و مادر زنتون واستون غش کنه و چپ و راست ازتون عیب و ایراد بنی اسرائیلی نگیره
بگم چه کار باید بکنید؟
باشه میگم.. اولندش که بگم مادر زن بنده چش دیدن منو نداشت تا همین سه چهار ماه قبل .. اما حالا مدام زنگ میزنه و میخواد با غلومتون اقا محسن که بنده باشم صحبت بکنه و هفته ای دوبار هم برا شام با خونواده مارو رستوران میبره و کادو  هم که جای خود
رمز موفقیتم چیه؟
اقا این مادر خانومی بنده همچین یه خرده پیر تشریف داره.. اقااما اصلا به رو مبارکش نمیاره.. کفش میخره لباس میخره.. دقیقا مثه همین دخترخودم هانیه. رنگ سال.. نه سال چیه بگو ماه..ازین ات و اشغالا اونقد به خودش میزنه که من گاهی یادم میره پوستش چه رنگیه و چشاش چه شکلیه
خلاصه بگم براتون سه چهار بار هم داده پوستشو کشیده اندو منم مدام بهش میگفتم: اخه خان جون اینکارا واسه شما خوب نیس
یا مدام به لباسش گیر میدام یا ارایشش..
دقیقا تا من اینکارارو میکردم اونم دخترشو تحریک میکرد و خانوم سه چهر روزی میرفت خونه ی عیال.. نه که بدم بیاد .. اما خوب این بچه مدام گریه میکرد..منم ذلم کباب میشد.. حاضرم دنیا نباشه اما دخترم ناراحت نشه..اونروزم عیال به قهر رفته بودو هانیه ناراحت نشسته بود و اروم اشک میریخت.. علیرغم میلم گوشی تلفنو برداشتم و شماره مادر عیالو گرفتم..
--الو سلام مادر جون شمایید
-سلام .. خودمم
اقا ایندفعه نرم باهام صحبت کرد..
-- مادر جون میشه با حسنا صحبت کنم..اخه این طفل معصوم مدام بهونه ی مادرشو میگیره
----مادر جون میدونید که هانیه چقد شمارو دوست داره . نذارین ازتون دلخور بشه
اقا بین جمله هایی که داشتم میگفتم یه هویی ازدهنم پرید صداتون چقد جوونتر شده.. دیدم دارم گند میزنم زودی حرفمو اصلاح کردم و گفتم: ماشاالله خودتون که جوونتر از حسنا هستید
-- چی گفتی اقا محسن؟
و مندوباره جمله رو تکرار کردم با ترس و لرزو تو دلم گفتم: بدبخت شدی اقا محسن حالا میفهمه که داری طعنه میزنی و روزگارتو سیاهتر ازین میکنه.. اما برعکس مادر عیال گفتک حالا که هانیه بی تابی میکنه.. خودم الان میلرمش
و من تازه دوزاریم افتاد و این تعریفها کماکانادامه دارد . دیگه از قهر عیال خبری نیست و مادر خانوم بنده هم حسابی منو تحویل میگیره.....

جدی نگیرید

خدا پدر و مادرشونو بیامرزه.. چقد به فکر  اقشار کم در امد و نا در امد هستند... اقا وام میدن  ووجزیی درصد میکشن روش
مثلا ناقابل بیست و چهار در صد و بعدش برا اینکه کلاه شرعی سرش بذارن.. اقا مگه میشه خدارو گول زد وومگه میشه سر شرع هم کلاه گذاشت .. اما اینکار میشه.. بعله چه طوری؟
خوب النه خدمتتون عرض میکنم.. شما تشریف میبرید تو یکی ازین
نمیدونم بانک      یاچیه؟ همونایی که حساب قرض الحسنه برات باز میکنند.. از نوع خصوصی و نیمه خصوصی و ازین چیزا.. در کل هیچ فرقی نمیکنه . فقط بترسید ازوناییکه بیشتر درصد دارند و میخوان با اسم خدا و کلاه دارد ندارتونو تا اخر عمر صاحب بشن
خوب تا اینجا مشکلی نیست ناقابل میبریدچند صد هزار تومن حساب پس انداز افتتاح میکنید و بعد یه دست کفش و عصای اهنی سفارش میدید.. چیه؟ اهنگر هم باید نون بخوره . ببین شما کار افرینی می کنید
خوب بعد یه مدت باجناق و یا چند تایی ازین فک و فامیلای کارمندتو دعوت میکنی به شامی ناهاری..خوب عیال حوصله ی پخت و پز نداره.. بی خیال.. اقا رستوران سر خیابون هم باید نون بخوره .. این یه کار افرینی دیگه.. افرین به شما..
حالا چند تا غذا سفارش میدی با سالاد و نوشیدنی ما الشعیر  پرزیش خوبه با کلاسه..و سایر مخلفاتش
و بعد اینکار باید تا نوبت وامتون بشه چند بار تکرار بشه
چرا؟ بابا واسه اینکه اون هشتادو چندمین نسل ماقبل و مابعدی یه وقت فک نکنه .. واسه چک و ضمانت اینکارو کردی
هرچند خودش به این نتیجه میرسه که شمارو که تازه شناخته واسه چی بهش شام یا ناهار مفت دادی..
بعد چند ماه ناقابل از بانک یا چه میدونم این صندوقهای قرض الحسنه با شما تماس گرفته میشه .حالا اون کفش و عصا روداری خدارو شکر و الا چند جفت کفش باید پاره میکردی خدا میدونه
اقا دربدر به این شامخورها زنگ میزنی تا میگی ضامنوو همه عذر خواهی میکنند .. بالاخره چون از فامیلای خودت نا امید میشی دست به دامان عیال بیچاره میشی و اینجاست که قدرت خانومها نمایان میشه وچند تا بازاری و کارمنداز فامیلایخانوم پیدا میشن که ضامنت بشنبه خاطر دخترشون نه شما اینو گفته باشم..
نه چک هارو میدن و ضمانت نامه هارو امضا و تازه خان شصدم را رد کردی که رییس میفرمایند:برای اینکه وام شما صورت قانونی پیدا کنه و مشکل شرعی نداشته باشه.. شما سند خرید چند قلم جنس مثل لواز خانگی یا ماشین الات در حد وامتونو بیار..و شما تازه باید بری و از فامیلای بازارذیتون این سند الکی رو تهیه کنی
اگرم فامیل بازاری نداری اصلا ناراحت نشو.. این راه داره.. چیه؟
بعله چند تا ازون اسکناسهای قرمز پنج تومنی جدید چاره ی اینکاره.. باور نمیکنید .. من قسم میخورم .(بخدا پسر دایی پسر نوه ی نمیدون  چیچیه مامانیم میگفت). بابا سر خدارو کلاه نمیشه گذاشت.. یه جایی بد جوری حسابتونو میرسه.. نکنید اینکارارو عاقبت نداره.. به من چه  ؟ منکه گفتم..(جدی نگیرید
میگم چقد خوشگل و ناز شده این طراحی جدید
دستتون درد نکنه

تبریک


هر بهاری حکایت یاریست
در بهاران عشق حق جاریست
زخم دل کم ز زخم شمشیر نیست
ان رود و این تا ابد کاریست
سال نو سالی همراه با موفقیت و دوستی
 و قلبی سرشار از مهر و عطوفت را برایتان ارزومندم
---------------------------
من نمسیدونم چرا بلگ اسکای با گوگل میتونمبیارمش