هنری - طنز- شعر و.........
هنری - طنز- شعر و.........
به من چه که مادرمیوه گرونه
به من چه که خونه بهتر زجونه
به من چه که اتو بوس شده ÷ولی
به من چه که گروونی شده غولی
به من چه که زمین خدا نایاب
به من چه که جوونا نیستن شاداب
به من چه که چهار صد سال دیگه
یه بچه تازه بهم بابا میگه
به من چه که پسر حاج عباس
داره سه چار کارخونه ی کالباس
به من چه که پسر اقا معمار
بیسواده داره میره سر کار
به من چه که خودم میگیرم لیسانس
ولی نقشی ندارم ولو یک سانس
به من چه که بابام پولی نداره
به من چه کهخونه هم کار میاره
به من چه که دختر حاله پروین
میپوشه مانتوی تنگ مثل نسرین
به من چه که پسر حاج یحیی
موهاشو رنگ کرده مثل لیلی
پرستو
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1385 ساعت 11:21 ب.ظ
به امید نگهت بر در میخانه شوم
ز شوق وصل تو لب بر لب پیمانه شوم
اتش عشق تو سوزدهمه ی هستی و جان
ز سر مهر تو ای دوست چو پروانه شوم
تار زلف سیهت را همه دنیا ندهم
چو کنم یاد تو و زلف تو دیوانه شوم
عمریه مست و خمور ان دو چشمان توام
گرتو یادم نکنی ز خود بیگانه شوم
تا به کی درد فراق تو کشم باده بدست
هجر کم کن که فدای توی جانانه شوم
پرستو
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1385 ساعت 11:10 ب.ظ
گفتمش با من بمان که من گرفتار توام
خنده ای زد که برو در پی ازار توام
گریه کردم صنما رحم نما بر دل زار
گفتا بی ثمر است گریه که بیزارتوام
بشکست این دل مارا و برفت با دگری
لیک دل در پی دلدار که بیمار توام
دست در دست رقیبم .مرا خوار نمود
غافل از دل که بگوید من وفادار توام
کاش میگفت بمن بار دگر هستی من
که هنوز عاشقم و بنده و دلدار توام
ارزوییست محال تا ببرم من لب گور
تو نگویی ولی داد زنم یار توام
پرستو
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1385 ساعت 11:02 ب.ظ